هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است
برود از دل من وز دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود
غزلیات حافظ
ادامه...
اره
جنس چینیشو بهت انداختن
احتمالا



خخخخخخ
منم اینطوری ام :)))
البته درصورتیکه کلاس داشته باشم بطور خودکار برپا میشم ولی اگه کلاس نداشتم تا 10:30خوابم نهایت 11
پس از اون مدلایی که حس مسئولیت میاد سراغش و بیدار میشه.